تبليغاتX
خدا و عشق
 
خدا و عشق
   
 

با عجله وارد متروشد. سر ظهر مترو خلوت بود . نگاه عجیبی به من که روبروش بودم اندخت. همون لحظه فکر کردم، این آقاهه دلش نمی خواست کسی تو این واگن باشه. دستاش رو کرد تو جیبش . تا می تونست گردنش رو توی پالتوش فرو کرد. مترو با تکون شدیدی ترمز کرد. در مترو باز شد. مردی کوتاه قد با سه چهارتا بچه وارد واگن شدن. پدر بچه ها نشست کنار مرد پالتو پوش . خودشو جمع کرد. زیر لب غرولند کرد که این همه صندلی خالی، نزدیکه بشینه رو پای آدم. بی ملاحظن آدما. شیطنتم گرفته بود. دوست داشتم نگاهش کنم. به خودم می گفتم چرا این بابا با خودش درگیره؟ بچه ها هیاهویی تو واگن راه انداخته بودن. لباس هم رو می کشیدن. شلوغ می کردن. می دویدن تو واگن. دیدم خون مرده داره به جوش میاد. یه باره به پدر بچه ها گفت: مرد حسابی. یه چیزی به این بچه هات بگو. انقدر هم که آدم بی ملاحظه نمی شه . بچه هات واگن مترو رو گذاشتن رو سرشون. عجب آدمایی پیدا می شن. اول فکر تربیت بچه هاتون رو بکنین، بعدا فکر تعداد شون. مرد انگار بهت زده باشه از جا پرید. با صدایی پر از لرزش گفت: بله آقا شما درست می گین. بچه ها آروم باشین. آقا باید ببخشید این بچه ها یک ساعت پیش مادرشون تو بیمارستان مرد. مرد هرچه سعی کرد بیشتر تو پالتوش فرو بره دیگه نتونست.

 
 
 |    نوشته شده توسط paradaim
 
   
 

ابراز عشق

آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان

  کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.. برخی «دادن گل و هدیه» و حرف های دلنشین » را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت ردن ازخوشبختی» را راه بیان عشق می دانند . در آن بین ، پسری برخواست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند .

یک  ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین رکتی نداشتند . ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

پسرک اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخرزندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است !

پسرک  جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که :عزیزم  تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فداکردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

 برگرفته از : http://zaminkoochak.blogfa.com

 
 
 |    نوشته شده توسط paradaim
 
   
 

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام ........ خداحافظ به شرطی که بفهمی ترشده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید....... به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت سادست ........ نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها ........ بدونی بی تو و با تو، همینه اسم این دنیا


هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد
لحظه ی ویرانیم را حس نکرد
در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت صدایم را حس نکرد
آن که سامان غزلهایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد
هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست
عاشقانه زیستن,عاشقانه دل کندنم حس نکرد
ما دوست داریم دوستان باوفا را
 هیچ کس معنی حرفهایم را حس نکرد.


از من که گذشت ..
اما اگر باز در سرت هوای
خداحافظی داشتی، از همان ابتدا سلامی نکن..
لطفا!

 
 
 |    نوشته شده توسط paradaim
 
   
 

لاینل واترمن داستان آهنگری را می گوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند سالها با علاقه کار کرد به دیگران نیکی کرد اما با تمام پرهیزگاری در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد حتی مشکلاتش به شدت بیشتر می شدند
یک روز عصر دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد گفت واقعا عجیب است درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مردی باخدا شوی زندگیت بدتر شده نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی هیچ چیز بهتر نشده ! آهنگر بلافاصله پاسخ نداد او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر زندگیش آمده است .

اما نمی خواست دوستش را بدون پاسخ بگذارد روزها به این موضوع فکر کرد تا بالاخره جوابش را یافت روز بعد که دوستش به دیدنش آمده بود گفت : در این کارگاه فولاد خام برایم می آورند و باید از آن شمشیر بسازم می دانی چطور این کار را می کنم ؟ اول تکه ای از فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود بعد با بیرحمی سنگینترین پتک را بر می دارم و پشت سرهم بر آن ضربه می زنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که می خواهم بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می کنم تا جاییکه تمام این کارگاه را بخار آب فرا می گیرد فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ناله می کند و رنج می برد باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست پیدا کنم " یک بار کافی نیست "آهنگر مدتی سکوت کرد سپس ادامه داد " گاهی فولادی که به دستم می رسد این عملیات را تاب نمی آورد حرارت پتک سنگین و آ ب سرد تمامش را ترک می اندازد می دانم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد "

آنگاه مکثی کرد و ادامه داد " می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما می کنم انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد .

اما تنها چیزی که می خواهم این است : " خدای من از کارت دست نکش تا شکلی را که تو می خواهی به خود گیرم با هر روشی که می پسندی ادامه بده هر مدت که لازم است ادامه بده اما هرگز مرا به کوه فولادهای بیفایده پرتاب نکن!

منبع: www.kntoosi.com

 
 
 |    نوشته شده توسط paradaim
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور